شعر های غمگین

ای کاش گفتــ ـه بودی عاشق دیگــ ـری شده ای


من خودم عاشــ ـق بودم


درکت می کــ ـردم

rezapatogh1.parsiblog.com


ارسال شده در توسط سامی

تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !

.
.
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟ گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر …

.
.
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش …
.
.
غمگینم مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد !

.
.
من هم کاند?دا شدم ولی
نه برا? م?ز?
نه برا? پست? و مقام?
مرا ن?از? به م?ل?ون ها را? ن?ست !
کافی است تنها تــــو مرا انتخاب کن? ؛ کار تمام است
ب?ا در ا?ن انتخابات پ?روزم کن …

.
.
از همه آشناترم رفت و دیگه منو نخواس
فرصت گفتن نداد حتی برای التماس
.
.
خواستم آرزوهایم را به رخ روزهایم بکشم دیدم تو با روزها دست به یکی کرده ای ؛ آنها خودت را دارند و من فقط حسرتت را ؛ زبانم بند آمد !

.
.
از تو گفتن سوزش چشم می آورد و از تو نگفتن تورم گلو …
.
.
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت ؟
روزگار با ما خوب تا نکرد ، ما را خوب “تا” کرد …

.
.
اونی که سکته ی قلبی کرده مُرده
اونی که سکوت قلبی کرده مُرده تر …

 .
.
روزها رفتند و من دیگر ، خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان ، میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید ، عاقبت روزی به دیدارم
(فروغ فرخزاد)

.
.
یه زمانی فراموش? یه بیمار? بود ؛ مثل ا?ن نبود که نعمت باشه !

.
.
ساده ی ساده از دست میروند همه ی آن چیزها که سخت سخت به دست آمدند !
.
.
قلبم بوی کافور میدهد ؛ شب به شب در آن مرده شورهـا آرزویی را غسل می دهند و کفن می کنند …

.
.
چقدر میگیری بیایی و صحنه های دلم را رنگ کنی ؟ بعد برای دیوار اتاق دلم یک روز آفتابی بکشی که نور آفتاب تا میانه اتاق آمده باشد …
راستی من روی صورتم هم یک خنده می خواهم ، نرخ خنده که گران نیست ؟

.
.
هرکه آید گوید :
گریه کن ، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است
چند سالی است که من میگریم
در پی تسکینم
ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم
.
.
دنیا دنیای ریاضیست …
وقتی عشق را تقسیم کردند و تو خارج قسمت من شدی !

.
.
من و تو به رویاهایمان تنها یک رسیدن بدهکــاریم …
.
.
یادم می آید گفته بودی ساده و کوتاه نویسی را دوست داری
تقدیم به تو …
ساده و کوتاه تنها همین 2 کلمه : برگرد ، غمگینم …

.
.
نه صدای تو می آید
نه صدای قلبم
ما چه عاشقانه مرده ایم !
.
.
کار من سخت تر از آنی شده که تو فکر میکردی عاشقت شدن دست من نبود که فراموش کردنت دست من باشد ؛ پس بیخود هی نگو “عادت میکنی”

.
سیگار را ترک می کنی می گویی : برای سلامتی مضر است !
حالا من از تو می پرسم : عشق من چه ضرری داشت که ترکم کردی ؟

.
.
هر روز خاکستر میشوم و فردا ققنوسی جدیدم !
.
.
مهم نیست که تو با من چه میکنی ، بیا ببین “برای تو” من با خودم چه میکنم !

.
.
عاقبت من شد سرنوشت جناغ ، همه سر شکستنم شرط بسته اند …

.
.
کاش میشد در غروب آفتاب
بی صدا با سایه ها کوچید و رفت …

.
.
خیلی سخته که برای دیگران مثل کوه استوار باشی اما تو خودت آروم آروم بشکنی …
.
.
خب مردمان حسود چرا ساکت ایستاده اید ؟ بروید به کارهایتان برسید ، نگران نباشید ؛ او دیگر خیال بازگشتن ندارد !

.
.
انسان فقط از جنگ ، زلزله و سیگار نمی‌میرد ؛ انسان روزی از لبخند‌هایی که نمیزند و اشکهایی که نمیریزد خواهد مرد !

.
.
همه پناهم پشت فاصله هاست !
.
.
من به سوختن عادت دارم ، کبریتو بنداز و برو …

 


ارسال شده در توسط سامی
ارسال شده در توسط سامی

دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای / از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای ؟

.

.

.

تو بی من تنگدل، من بی تو دل تنگ / جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ

فلک دوری به یاران می پذیرد / به خورشیدش بماند داغ این ننگ . . .

.

.

.

قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت

گفتم که: تو را یار مگر هیچ نگفت؟

گفتا که: چرا، بگفتم آن گفته بگو

آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت . . .

.

.

.

گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری است . . .

.

.

.

از خرابی می گذشتم، منزلم آمد به یاد

دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد  . . .

.

.

.

دانستی اگر سوز شبانروز مرا / دامن نزدی آتش جانسوز مرا

از خنده دیروز حکایت چه کنی / بازآی و ببین گریه امروز مرا . . .

.

.

.

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد . . .

.

.

.

ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار از او ، من به فرمان دلم، کی دل به فرمان من است ؟

.

.

.

گفتم دل و جان در سر کارت کردم / هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که بکنی یا نکنی؟ / آن من بودم که گرفتارت کردم

(عطار)

.

.

.

سالها شد که رخ زرد مرا دوست ندید / بس که خون جگر از  دیده روان است مرا . . .

.

.

.

عشق من با خم ابروی تو امروزی نیست / دیرگاهی ست کزین جام هلالی مستم . . .

(حافظ)

ادامه در لینک زیر

 

.

.

.

حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش / به که گویم من دلسوخته درد دل خویش . . .

.

.

.

دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی . . .

.

.

.

غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت . . .

.

.

.

دیدیم ز خوبان جفا پیشه بسی را / مثل تو جفا پیشه ندیدیم کسی را . . .

.

.

.

گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .

.

.

.

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست / آنچه البته بجایی نرسد، فریاد است . . .

.

.

.

هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت / کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت . . .

.

.

.

گفتم چشمم، گفت به راهش می دار

گفتم جگرم، گفت پر آهش می دار

گفتم که دلم، گفت چه داری در دل

گفتم غم تو، گفت نگاهش می دار . . .

.

.

.

از بس که شکسته، باز بستم توبه

فریاد همی کند ز دستم توبه

دیروز بتوبه ای شکستم ساغر

و امروز بساغری شکستم، توبه . . .

.

.

.

خال مشکین، لب نوشین، بر سیمین، خط سبز

آنچه اسباب نکوئیست مهیاست ترا

نازنینا به گل و سنبل و سرو و مه و مهر

ناز کن ناز که دست از همه بالاست تر . . .

.

.

.

یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب

ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را . . .

.

.

.

گفتمش: زیباترین لبخند چیست؟

گفت: لبخندی که عشق سربلند

وقت مردن بر لب مردان نشاند . . .


ارسال شده در توسط سامی

گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست .

.

.

.

در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگی زمانه گر خزان شود ، توئی بهار زندگی . . .

.

.

.

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .

.

.

.

زندگی پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است . . .

.

.

.

بمون بگو چکار کنم ، دنیا پر از درد و غمه / تموم زندگیم توئی ، تو هم که اخمات تو همه !

.

.

.

همه دنبالت میگردن ، فکر میکنن گم شدی ، بگم تو قلب منی خیالشون راحت بشه !؟

.

.

.

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشای تو زیباست اگر بگذارند

به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . . .

.

.

.

بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . .

.

.

.

فریاد من از داغ توست ، اینگونه خاموشم نکن ،

حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن . . .

.

.

.

در سرای گل فروشان گرچه گل بسیار است ، چون تو گل پیدا نمودن مشکل و دشوار است

.

.

.

هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،

او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .

.

.

.

ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من ، ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من

.

.

.

عشق یک واژه زلال است ، تو باید باشی ، قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی . . .

.

.

.

از فراق تو مرا هر نفسی صد آه است ، از تو غافل تیستم ای دوست خدا آگاه است . . .

.

.

.

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی ، صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی . . .

.

.

.

شب شکست ، پیمان شکست ، عهدی شکست ، قلبی شکست

از شکست هر شکستی بر دلم آهی نشست . . .

.

.

.

اگه به تو زل نمیزنم ، رازی است که با نگاه فاش میشود . . .

.

.

.

ای کاش زندگی مثل فوتبال بود ، که خوشی را پاس ، جدائی را شوت ،

بی وفائی را فول ، غم را آفساید و محبت را گل میکردیم . . . !


ارسال شده در توسط سامی
<   <<   6   7   8   9   10      >